درو مروارید
قال حسن ابن علی علیه السلام: کیفَ أصبَحتَ یاَ بنَ رَسولِ الله صل الله علیه و آله:
قالَ: أ صبَحتُ وَلِیَ رَبُّ فَوقی، وَالنّارُ أمامی، وَ المَوتُ یَطلُبُنی، وَالحِسابُ مُحدِقٌ بی وَ أنا مُرتَهنٌ بِعَمَلی لا أجِدُ ما أحَبُّ وَلا أدفَعُ ما أکرَهُ
وَالأمُورُ بِیَدِ غَیری فَإن شَاءَ عَذَّبَنی وَ إِن شَاءَ عَفا عَنّی فَأَیُّ أَفقَرُمِِنّی.
از امام حسن مجتبی علیه السلام سوال شد: ای پسر رسول خدا، چگونه صبح کردی؟ فرمود: صبح کردم در حالیکه برای من پروردگاری بر بالای سرم
(مراقب اعمال من) و آتش در مقابل من است و مرگ نیز مرا می طلبد و حساب و رسیدگی به اعمالم مرا محاصره کرده است و من در گرو عملم ( ملتزم به
عملم ) هستم. آنچه را دوست دارم، نمی یابم و آنچه را کراهت دارم، نمی توانم دفع کنم، همه کارها و امور به دست کس دیگری ( خداوند عالم ) است. اگر
بخواهد، مرا عذاب می کند و اگر بخواهد، مرا می بخشد. پس با این احوال کسی فقیرتر و نیازمندتر از من هست؟
منبع: بحار الانوار، ج 78 ص 113