هفت سین فاطمی
امسال نوروز حال و هوایی دیگر دارد؛ این بار هفت سین دلم فقط یک سین دارد، آن هم سلام بر مادر
عزیزمان فاطمه زهرا سلام الله علیها؛ و چه وسعتی دارد همان یک سین .
امسال رزق و روزی خود را از تنور خانه علی علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها طلب میکنیم.
امسال پسر بزرگوارشان مهدی فاطمه عزادار است و شاید هفت سین او با ما فرق میکند:
سیلی کین، سوز دل، سوی چشم، سقط محسن، سجاده خونین، سوختن پشت در و سین آخر سینه مجروح مادر....
کم کم خانه علی علیه السلام سوت و کور میشود و حسنین بی مادر
غالبا آن گذری که خطرش بیشتر است می شود قسمت آنکه جگرش بیشتر است
يا زينب كبري(س)
کربلا شهريست اي دل شهريارش زينب است
اعتبارش از حسين و اقتدارش زينب است
نام زينب با حسين حک گشته در ايوان دل
دل که شد بيت الحسين نقش ونگارش زينب است
شيعه دارد در دلش يکتا کتاب قيمتي
ناشرش باشد حسين ، آموزگارش زينب است
هرکه نازد بر کسي زينب بنازد بر حسين
جان زهرا اين حسين دار و ندارش زينب است
(ابراهيم صاحبي)
********************************
غالباً آن گذری که خطرش بیشتر است
می شود قسمت آنکه جگرش بیشتر است
ارزش عبد در افتادن در سجاده است
سنگ فرش حرم دوست زرش بیشتر است
خانه ای هست در اینجا که کریم اند مه
سر این کوچه اگر رهگذرش بیشتر است
دل ما سوخت در این راه ولی ارزش داشت
هر که این گونه نباشد ضررش بیشتر است
بی سبب نیست که آواره ی هر دشت شدیم
هر که عاشق شود اصلاً سفرش بیشتر است
هر گدایی برسد لطف که دارد امّا
به گدایان برادر نظرش بیشتر است
گرچه گفتند خدیجه است ولی ما دیدیم
در جمالش که جلال پدرش بیشتر است
وسعت روح بدن را به بلا می گیرد
غیر زینب چه کسی درد سرش بیشتر است
شاعر: علی اکبر لطیفیان
میلاد پرخیر و برکت شریکة الحسین عقیلة العرب بی بی زینب (س) بر تمامی شیعیان و محبین حضرتش گرامی باد
جایز نیست بر غیر خدا امید و آرزو بست
آیت الله بهجت (ره):
(هرروز سعی کنید یک حدیث از کتاب جهادالنفس را مطالعه کنید و سعی نمایید به آن عمل کنید، بعد از یکسال خواهید دید که حتماً عوض شده اید مانند دارویی که انسان مصرف کند؛ و بعد از مدتی احساس بهبودی می کنید)
جایز نیست بر غیر خدا امید و آرزو بست.
حسین بن علوان از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده استکه آن حضرت در بعضی از کتابهای آسمانی خوانده است که
خداوند متعال می فرماید: به عزت و جلال و رفعت بر عرشم سوگند همانا آرزوی هر آرزوکننده از مردم بر غیر من را با
ناامیدی قطع میکنم و جامه ذلت در نزد مردم را بر او می پوشانم و او را از نزدیکیم کنار می گردانم و او را از فضل و احسان
خودم دور می سازم . آیا در شدائد و سختی ها بر غیر من آرزو می نماید؟ در حالی که شدائد به دست من است؟ بر غیر من
امید دارد؟ و به خیال خود درب غیر مرا می کوبد در حالیکه کلیدهای دربها به دست من است و آنها بسته است و درب من به
روی کسی که مرا بخواند باز است؟ پس کیست که در گرفتاری به من امید بسته باشد و من از پس آن امیدش را قطع کنم؟ و
کیست که در کار عظیمی به من امید نماید و من امیدش را از خودم قطع کنم، امیدهای بندگانم را در نزد خودم محفوظ داشتم
ولی راضی به حفظ من نشدند. من آسمانها را پر کرده ام از کسانی که از تسبیح من ملول نشوندو آنان را امر کرده ام دربهای
میان من و بندگانم را نبندند ولی بندگانم اعتماد به گفته ام نکردند ، آیا نمی داند کسی که گرفتاری و نائبه ای از نوائب من در
خانه اش را کوبیده است ، کسی مالک و قادر بر کشف و برطرف کردن آن بغیر از من نیست مگر به اذن من. پس چیست که
بنده ام را می بینم به من توجه ندارد، به وجود خود عطایش کرده ام آنچه را از من سوال نکرده است، سپس از او کنده و
گرفته ام و از من بازگرداندن آن را سوال نمی کندو از غیر من سوال می کند، آیا می پندارد که من قبل از درخواست به او عطا
کرده ام، سپس سوال شوم و جواب نگویمسوال کننده ام را، آیا مگر من بخیل هستم؟ پس بنده ام مرا بخیل می پندارد، آیا مگر
جود و کرم از آن من نیست؟ آیا مگر عفو و رحمت به دست من نیست؟ آیا مگر من محل آرزوها و امیدها نیستم؟ پس کیست
غیر از من آنها را قطع کند، آیا امیدواران نمی ترسند که بر غیر من امید می بندند؟ اگراهل آسمانهایم و اهل زمینم همگی بر
من امیدوار باشند و سپس بر هر یک از ایشانم مانند آنچه را همه آرزو می کنند عطا کنم از ملک من به اندازه ذره ای کم نمی
شود، چگونه ناقص و کم شود ملکی که من سرپرست آن هستم، پس بدا به حال ناامیدان از رحمتم، ای بدا بر کسی که مرا معصیت کند و مرا مراقبت ننماید.
برگرفته از: کتاب جهاد با نفس /تأ لیف شیخ حر عاملی / ص 82
گفتم حسین و میل پریدن شروع شد....
گفتم حسين و ميل پريدن شروع شد
در سينه ام،دوباره، تپيدن شروع شد
واژه به حد وصف تو شرمنده ام كه نيست
اما تو خواستي و دميدن شروع شد
از التقاط موج دو دريا كنار هم
مرجان ظهور كرد و رسيدن شروع شد
پاداش افريدنتان را خدا گرفت
خنديد فاطمه و خريدن شروع شد
حالا علي كنار تو احساس مي كند
زيبا ترين بهانه ديدن شروع شد
اي دلنواز،عشق من اي دلرباترين
تا امدي تو ناز كشيدن شروع شد
تا بال هاي زخمي فطرس به پات خورد
بعد از هزار سال پريدن شروع شد
با تو خدا براي من از نو نوشته شد
خاك من از اضافه خاكت سرشته شد
هستي مشابهت كسِ ديگر نداشته است
مانند چشم هاي تو دلبر نداشته است
انگشت در دهان تو دارد نبي چرا
يعني خدا كه دايه بهتر نداشته است
وقتِ حسينُ منيِ پيغمبر است تا
باور شود حسين برابر نداشته است
جبريل معتكف شده بر گاهواره ات
تا خنده ات نديده سرش بر نداشته است
از يك كلام ختم به صد ها كلام كه…
اقا، كسي شبيه تو مادر نداشته است
هر روز ابِ خوردني ات سلسبيل بود
در خانه فاطمه غمِ كوثر نداشته است
تا تربت تو هست طبيب و دوا چرا
تا كربلاست حاجت قبله نما چرا
عاشق كه ميشوم به خدا از شما شوم
زير سر شماست اگر مبتلا شوم
هر روز در هواي شما بال ميزنم
پايين پاي روضه تان تا رها شوم
حتمآ اسير در چه كنم ميشوم حسين
وقتي به قدر يك نفس از تو جدا شوم
من بي نگات، لحظه به لحظه جهنمم
يك ثانيه بدون تو بايد قضا شوم
كم كم صدام در نفست پير ميشود
شايد كه مستجاب به ياليتنا شوم
بي تو بهشت جاذبه كوچكي نداشت
اصلآ خدا نخواسته بي كربلا شوم
حالا كه شعر مي كشدت سمت كربلا
دنبال ضجه هاي حروف دلم بيا
اي بوي سيب شهر سحر هاي فاطمه
سجاده بهشتيِ دنياي فاطمه
اي بالش سرت شده بال فرشته ها
ارام ميشوي تو به لالاي فاطمه
وقتي شما نيامده گفتي انالغريب
ديگر چه امده سر رؤياي فاطمه
روزي كه رنگ سرخي پيراهنت نشست
يك گوشه زير گردنتان جاي فاطمه 2
تا ديد رنگ چهره مادر غروب كرد
حتي گرفت گريه باباي فاطمه
تا سوره مقطعه تفسير مي شوي
يك نينوا شود همه ناي فاطمه
عيد و عزا به شعر من اصلاً نيامده
تا روضه هست جشن گرفتن نيامده
شاعر كه شعر را به جلوتر كشيد و بعد…
پنجاه و چند سال گذشت و رسيد و بعد…
از محتشم به منبر سبز رسول تا
:اين كشته فتاده به هامون:شنيد و بعد…
حالا غروب زخمي روز دهم شد و
دامن كشان كه خواهرتان مي دويد و بعد…
مي ديد هر چه نيزه و شمشير و سنگ بود
گويا به سمت چشم شما مي پريد و بعد…
او مي دويد و كاش نمي ديد صحنه را
:الشمر جالسَُ:به روي سينه ديد و بعد…
با ضربه هاي پشت سر هم ز پشت سر
پيش نگاه فاطمه سر را بريد و بعد…
پيش نگاه حيرت زينب مقابلش
خون گلوت را سرِ نيزه چشيد و بعد…
بس كن كه سنگ اب شد از روضه هاي تو
دارد چكيده مي شود اشك خداي تو
شاعر: حسن کردی
پایان این راه شهادت است..!
بسم الله الرحمن الرحیم
من الحسین بن علی بن ابی طالب الی بنی هاشم اما بعد فان من لحق بی منکم استشهد و من تخلف لم یبلغ مبلغ الفتح و السلام
بسم الله الرحمن الرحیم
از حسین بن علی بن ابی طالب به همه بنی هاشم :
اما بعد هرکس از شما به من بپیوندد شهید خواهد شد و هرکس چنین نکند به پیروزی نخواهد رسید و السلام
منبع: عاشورا ریشه ها انگیزه ها رویدادها پیامدها - ص 333
محققان ارجمند : سعید داودی - مهدی رستم نژاد
زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی
« هركس ولايت را بپذيرد حزب الله است »
حجت الاسلام والمسلمين سليماني مديريت حوزه علميه برادران و استاد حوزه هاي علميه در مراسمي كه
به مناسبت عيد غدير در مدرسه علميه فاطمه الزهراء سلام الله عليها قائمشهر برگزار شد ضمن ارائه
بياناتي ارزشمند، نعمت ولايت را هديه خداوند در روز عيد غدير به بشريت معرفي كرد.
ايشان غدير را از عبرتهاي مهم برشمرد كه انسانهاي زيادي از آن عبرت نگرفتند، با آنكه به موجب آيه:
«فاعتبروا يا اولي الابصار» انسانها را به عبرت گرفتن فرا خواند.
سليماني در ادامه گفت: سوره مائده از جمله سوره هايي است كه يكجا بر پيامبر صل الله عليه و آله وسلم
نازل شد و هفتاد هزار ملك آن را تا زمين مشايعت كردند.
وي خاطر نشان كرد: ولايت و نبوت و ربوبيت كاملاً از هم جدايي ناپذيرند و نبايد به يكي عقيده داشت و
ديگري را رها كرد، بلكه اعتقاد انسان هنگامي صحيح است كه همه اين اعتقادات را با هم داشته باشد.
سليماني افزود: هر كس ولايت را بپذيرد حزب الله است و پيامبر از معرفي امام علي عليه السلام تا قبل
از روز 18 ذي الحجه هراس داشت و هراس ايشان از عدم پذيرش مردم و كافر شدن آنها بود.
وي گفت: مائده اي كه براي مسيحيان از آسمان نازل شد، غذا بود و مائده اي كه براي مسلمانان نازل
گرديد غذاي روحاني و « نعمت ولايت» بود.