هفته پزوهش
شبهه سوم هفته پژوهش
شبهه سوم: آیا توصیف امام حسین (علیه السلام) به عبارت ( ثارالله …) با عقیده مسیحیان درمورد حضرت عیسی (علیه السلام) به عنوان پسرخدا چه شباهتی دارد؟
چنین عقیده ای درموردامام حسین (علیه السلام) آیا موجب شرک نمی شود ؟
عقیده ی مسیحیت درموردحضرت عیسی (علیه السلام) :
پولس که از دیدگاه مسیحیان ، بنیانگذارمسیحیت کنونی است (1)ازهمان آغازتبلیغ مسیحیت خودساخته اش ، حضرت عیسی (علیه السلام) رابه عنوان فرزند خدا معرفی کرد ودرجای جای نوشته های خود این اندیشه راشایع ساخت.(2)
بنابراین مسیحیان حضرت عیسی (علیه السلام) راخدا وفرزند خدا می دانند. که به صورت انسان ظهورکرد. وهمانند خداوندازلی وقدیم است. طبق این اعتقاد “او” شریک خدا در آفرینش و تدبیرجهان است.
درقرآن کریم نیز به این اعتقاد مسیحیان اشاره شده چنانکه خداوند می فرماید:ونصاری ومسیحیان گفتند:مسیح پسر خداست،این سخنی است که با زبان خود می گویند که همانا گفتار کافران پیشین است.خدا آنها را بکشد چگونه جز خدا را که معبودی جز اونیست بپرستند.او پاک و منزه است از آنچه شریکش قرار می دهند.(3)
در آیات و روایات دیگر هم،هیچکس به عنوان فرزند خدا معرفی نشده است(4)
اما اینکه در زیارات مربوط به شهدای کربلا و امام حسین (علیه السلام)از آن حضرت به عنوان ((ثارا.. وابن ثاره)) نام برده شده نمی توان دلیلی بر جسم بودن خدا یا .. باشد برای اثبات آن بهتر است به معنای کلمه ثار در لغت توجه شود… (5)
*معنای ثاراالله:
در مورد معنای ثارا.. سه احتمال وجود دارد:
1-خونخواهی و انتقام:
در کتب لغت واژه ثارا.. را به معنای (( الطلب بالدم)) یعنی خونخواهی معنا کرده اند. بر این اساس ثارا.. یعنی کسی که ولی دم و خونخواه او،خداست و شعار یا لثارات الحسین شعار توابین ، قیام مختار وهمچنین شعار فرشتگانی است که کنار قبر آن
حضرت تا ظهور امام زمان (عج)می مانند.(6) شعار حضرت مهدی(عج)و شعار یاران شهادت طلب (7)او نیز به هنگام قیام (8)"یا لثارات الحسین” می باشد. بر طبق این معنا ثارا.. یعنی ای کسی که خونبهای تو،متعلق به خداست و او خونبهای تو را می گیرد. زیرا تو متعلق به یک خانواده،قبیله و یا یک ملت نیستی که خونبهای تو را رئیس خانواده یا قبیله و کشور بگیرد بلکه تو متعلق به جهان انسانیت و بشریت هستی ،بنابراین خونبهای تورا باید او بگیردو همچنین تو فرزند علی ابن ابیطالب هستی که شهید راه خدا بود و خونبهای او را نیز باید خدا بگیرد.
2-بر انگیختگی:
برخی احتمال داده اند “ثار” از ریشه “ثور” به معنای برانگیخته شدن وشوریدن باشد(9) که در این صورت “ثارا..” به معنای” برانگیخته ی خدا و کسی که به خاطر خدا قیام کرده است “می باشد.
3-خون خدایی و الهی:اضافه شدن خدا به خون برای شرافت و کرامت بخشیدن است زیرا خدا برتر از آن است که به اوصاف جسم توصیف شود و خون داشته باشد.
برخی اشیاء به خدا اضافه می شوند که نشانه شان و منزلت آنهاست همانند: بیت ا..- روح ا.. (10)و(11)اگر ثارا.. را به معنای خون بگیریم قطعا منظور از ثارا.. معنای حقیقی آن نیست چرا که مسلم است که خدا موجودی مادی نیست که دارای جسم و خون باشد. بلکه همانند تعبیراتی چون:عین ا.. یا یدا.. یک نوع کنایه است و در واقع از باب تشبیه معقول به محسوس می باشد.یعنی همانگونه که خون باید در بدن آدمی نقش حیاتی دارد،وجود امام حسین(علیه السلام) نیز نسبت به دین خدا چنین نقشی دارد و موجب احیا و زنده نگه داشتن دین اسلام و نام و یاد خدا شده استو
*آیا اطلاق ثارا.. به امام حسین(علیه السلام) ریشه قرآنی دارد؟
جواب این سوال منفی است یعنی چنین واژه و تعبیری در قرآن نیامده است.
گرچه این واژه درقرآن نیامده اما می توان آن راباایات قرآنی ، اینگونه توجیه کرد که خداوندمی فرماید : ” من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا ” (12)آن کس که مظلوم کشته شد برای ولی اش سلطه ( وحق قصاص ) قراردادیم.
هرکس (صرف نظرازمسلک ومذهبش ) اگرمظلومانه کشته شود ، صاحبان خون اوحق خونخواهی دارند وازآن جا که اهل بیت علیهم السلام- به ویژه امام حسین (علیه السلام) – مظلومانه ودرراه ایمان وحق وخداوند، کشته شده اند وجان به جان آفرین تسلیم کرده اند، درواقع ولی دم وخونخواه آنان خودخداوند است.
نتیجه گیری
درنهایت می توان گفت قیاس عقیده مسیحیان درمورد حضرت عیسی (علیه السلام) باعقیده ی مسلمانان درمورد امام حسین (ثاراللهی) یاامام علی (یدا…) قیاس نادرست وبی ربطی است زیرا:
اولا:مسیحیان، حضرت عیسی (علیه السلام) رافرزندخداوجزئی ازخدامی دانند.(13) اما مسلمانان به خصوص شیعیان این عقیده راردکرده وخداوند راازداشتن فرزند منزه می دانندوهرروزچندین بار درنمازایه ی” لم یلدولم یولد” را تکرار می کنند که به معنای ایمان به آن است.
ثانیا: ثارالله به معنای خون خدا نیست تاگمان شود که خداوند جسم بوده و خون دارد ونعوذبا… امام حسین (علیه السلام) خون خدااست.
ثالثا: “ثار” به معنای ” برانگیخته ی خدا” یا به معنای ” خون خواه او” می باشد.هردومعنا ،هیچ دلالتی برتشبیه ، تجسیم ویاتشریک ندارند.اینکه خداوند انتقام خون امام حسین راخواهد گرفت امری است یقینی ، که در روایات متعدد بدان اشاره شده است.همچنانکه صاحب مکیال المکارم می نویسد:
خداوند انتقام مولای ما شهیدمظلوم امام حسین (علیه السلام) را خواهد گرفت زیرا درحقیقت خداوند ” ولی دم ” آن حضرت است به همین خاطردرزیارات متعددی آمده است"السلام علیک یا ثارا…” (14)
(1) بی .ناس.جان،تاریخ جامعه ادیان،ترجمه علی اصغرحکمت،ص 619 ،انتشارات انقلاب اسلامی،چ پنجم،1370 ،تهران
(2) نامه پولس به مسیحیان روم،ج 1،ص 4 ،کتاب مقدس،ص 1077
(3) توبه 31
(4) آل عمران 144
(5) ابن قولویه قمی ،ابوالقاسم،کامل الزیارات، ج 1،ص 195،انتشارات مرتضویه ،نجف اشرف،1356 ،ه ش
(6) شیخ صدوق ،امالی ،ص 130 ،المجلس السابع والعشرون،مجلسی محمد باقر،بحارالانوار ج 44 ،ص 286
(7) مجلسی،محمدباقر،بحارالانوار،ج52 ،ص 308
(8) قمی ،شیخ عباس،منتهی الآمال ،ج1 ،ص 542 –مجلسی،محمدباقر،بحارالانوار،ج44 ،ص218
(9) المنجد(عربی به فارسی)ترجمه محمدبندرریگی،ماده ثور،ج1 ،ص 159 ،انتشارات ایران، چ دوم
(10) شترمعجزه آسای صالح،کرشده درآیات اعراف:73 –هود:64 –شمس:13
(11) حسینی شیرازی،سیدمحمد،تقریب القرآن الی الاذهان،ج2 ،ص200
(12) اسرا،آیه 33
(13) ر.ج شود به:متن انجیل یوحناکه دراول این مقاله ذکرشده است.
(14) محمدتقی موسوی ،مکیال المکارم،ج1 ص420 مصحح مدرسة الامام المهدی(عج)
هفته پزوهش
پاسخ به شبهات در هفته پژوهش
شبهه اول : چرا امام حسین علیه السلام معروف به اباعبدالله می باشند؟ (اباعبدالله یعنی پدر عبدالله ) مگر امام فرزندی به نام عبدالله داشتند؟
اباعبدالله کنیه حضرت سیدالشهدا حسین بن علی (علیه السلام) است وکنیه به معنی نام بردن چیزی به کنایه یا اشاره است واینکه اشخاص را باکنیه با لقب ذکر می کردند. به علت احترام وبزرگداشت طرف بود چون گفتن اسم باعث کوچک کردن اشخاص می گردید.
حال برای انتخاب این کنیه چندین نظر ودلیل درمنابع معتبر وجود دارد:
1 – نامگذاری کنیه حضرت را جدبزرگوارشان رسول خداانجام دادند چون آن حضرت مطابق آیه “ما ینطق عن الهوی ان هوالااوحی یوحی” ازطرف خداست که می توان گفت این کنیه هم ازطرف خداست.چون حضرت حسین (علیه السلام) متولد شد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به اسماء بنت عمیس فرمود بچه مرا بیاور ، که پیامبر اذان را درگوش راست واقامه رادر گوش چپ گفت که جبرئیل نازل شد ونام حسین رانهاد و سپس حضرت رسول بوسید و گریست وفرمود تورا مصیبت عظیمی در پیش است خداوند کشنده تو را لعنت کند و اسماء می گوید در روزهفتم پیامبر برای آن حضرت گوسفندی راعقیقه کردند و تصدق دادند وفرمودند ای اباعبدالله کشته شدن تو برای من بسیار گران است وآن گاه گریه کرد وحضرت فرمودکه گروهی ازبنی امیه اوراخواهند کشت و خداوند شفاعت مرا برایشان نرساند .مردی اورا می کشد که رخنه دردین خواهد کرد و به خدای بزرگ کافرخواهد شد.
2 – اباعبدالله به معنای پدربندگان خداست وعلت آن چند چیزاست:
1 - اول چیزی که خداخلق کرد نور وجود پیامبر گرامی است که فرمودند “اول ماخلق نوری” که درروایات آمده وعلامه مجلسی از امیرالمومنین علیه السلام نقل می کند خدا بود وهیچ نبود پس اول چیزی که خلق کرد نور پیامبربود قبل ازاینکه هرچیز دیگری را بیافریند.واین نور،پروردگار خود را به پکی وحمد و ثنا هزار سال ایستاد و یاد کرد وحق تعالی فرمود:مراد من ازخلق عالم تویی ، اراده کننده خیروسعادت تویی وبرگزیده خلق من تویی و مرحوم شیخ جعفر شوشتری می فرماید:حسین (علیه السلام) اول ما خلق الله شد چراکه فرمود:«حسین منی وانا من الحسین»، چراکه هرزمان پیامبربوده است حسین نیز بوده است.واگربگویید که حسین ازنسل پیامبر است درگفته حسین منی.این حدیث اگر خصوصی نباشد باید درمورد امام حسن نیز گفته باشد وبفرماید که حسن وحسین منی وانا من الحسین،حال این جمله فقط در مورد امام حسین (علیه السلام) است پس می گوییم که تمام موجودات عالم بواسطه نور پیامبر (صلی الله علیه و آله) خلق شدند که باید به بواسطه نور امام حسین (علیه السلام) هم باشدکه حسین (علیه السلام) ازپیامبر بوده پس پیامبر پدر همه عالم است حسین نیز پدر همه عالم است.در مورد امام علی (علیه السلام) پیامبر فرمودند:"اناوعلی ابواهذه الامة” که منحصربه امت پیامبر می شود نه همه عالم.
2 – درعبدالله “الله” اسم تام وکامل و مطلق خداوند است که همه اسما را درخود دارد.پس عبدالله نیز به نیروی کاملی که تجلی همه اسماءالهی می باشد بیان می شود و والاترین مقام عبداللهی است که یعنی بندگی خدا درشدت خلوص واین کمال بندگی است.
عبدالله به معنای پدربندگی الله وهم چنین به معنای ایجادکننده بندگی الله نیز می باشدچرا که نه تنها خود بنده ی کامل خداوند متعال است هادی ومساعدکننده شرایط وبستر مناسب بندگی برای غیر نیز می باشد.
وجه عام این لقب این است که ایشان با قیام علیه کفرونفاق وجهل وظلم ونیز باپذیرش مصائب ودرنهایت باریختن خون پاک خودش وشهادت مظلومانه اش اسلام را از تحریف و نابودی همیشگی نجات داد و با بصیرت بخشیدن به عقلها ودلهای مردم زمینه ی نجات آنها را از بندگی طاغوت (عبدالطاغوت) و نیز هدایت به سمت بندگی خدارامساعد و مهیا ساخت .پدرتمام بندگان خداخواهد بود که بعد از او ایمان آوردند؛ چراکه همه دین و ایمان خود را مدیون اویند که مانند پدری دلسوز از خود گذشت تا همه فرزندان او در مسیر اسلام و دیانت باقی بمانند و از صراط مستقیم منحرف نشوند. پس پد ر همه بندگان حقیقی خداوند است.
3 – ودرجایی دیگر بر این است که افراد را با نام فرزندانشان کنیه قرار می دادند:
براین است که امام حسین (علیه السلام) فرزند شیرخواره ای به نام عبدالله رضیع داشتند در نقل هایی یک روزه بوده است و در نقل هایی دیگر سنش را بیان نکرده اند به غیر از علی اصغر که امام حسین (علیه السلام) او را با این نام لقب داده اند وبعضی دیگر ازراویان گفته اند که عبدالله همان علی اصغر طفل شش ماهه می باشد که در روز عاشورا شهید شده است .
منابع:
1-سایت شبهه
2-شفاءالصدورفی شرح زیارت عاشورا،چاپ اول،ص 102
3-تبیان – کرب وبلا – موعود
4-بحارالانوار جلد 45 ص 47 – ابن سنای حلی شیدالاحزان
5-قیام امام حسین نوشته شهید مطهری – زندگی نامه امامان (علیهم السلام) دریای رحمت
شبهه دوم: سند زیارت عاشورا ازکیست؟
1 – اصلی ترین وقدیمی ترین ومعتبرترین متنی که زیارت عاشورادرآن واردشده،کتاب کامل الزیارات است. چون مولف کتاب متن زیارت راباپنج واسطه ازحضرت باقرالعلوم علیه السلام نقل کرده سپس صاحب کتاب مصباح المجتهد به نقل این روایت مبادرت ورزیده است.صدر روایت براساس نقل کامل الزیارت توسط دونفر به نام های “علقمةبن محمدحضرمی” و"مالک بن اعین جهنی” به معصوم می رسد.اما یکی همراه سیف بن عمیره است ودیگری به تنهایی.
شیخ طوسی سنداصل زیارت عاشورارااین گونه نقل می کند:
قال صالح بن عقبه وسیف بن عمیره:علقمه می گوید:به امام باقر(علیه السلام) عرض کردم دعایی به من آموزش بده که اگردرآن روز امام حسین (علیه السلام) راازنزدیک زیارت کردم آن رابخوانم واگرازنزدیک نتوانستم ازشهرهای دور واز خانه ام به سوی او باسلام اشاره ای کرده وآن دعارابخوانم .امام فرمود:هرگاه که آن دورکعت را به جاآوردی وبعدازآن باسلام به سوی آن حضرت اشاره کردی درحال اشاره تکبیربگویی وبخوانی این زیارت را،همان دعایی راخوانده ای که ملائکه درهنگام زیارت آن حضرت می خوانند…وشروع به خواندن زیارت عاشورا نمود.
2 – صفوان می گوید درخدمت امام صادق (علیه السلام) به نجف رفتیم ،ایشان بالای سرحضرت امیرالمومنین (علیه السلام) زیارت عاشوراخواندندبعد دورکعت نماز به جاآوردندودعای علقمه راقرائت کردند.آنگاه فرمودند:ای صفوان مراقب این زیارت ودعاباش .من ضامن می شوم هرکس این زیارت راازراه دور ونزدیک بخواندزیارتش مقبول وسعش مشکور می شودوسلامش به آن حضرت می رسدومحروم نمی ماند.حاجت اوازطرف خدابرآورده می شود وبه هرمرتبه ای که بخواهد می رسدوخدااوراناامیدبرنمی گرداند.سپس ادامه دادند:ای صفوان!این ضمانت راازپدرم یافتم وپدرم ازپدرش وازامام حسین (علیه السلام) وایشان ازبرادرشان امام حسن (علیه السلام) واوازامیرالمومنین (علیه السلام) وعلی (علیه السلام) ازرسول خداورسول خداازجبرئیل وجبرئیل ازخداوندتبارک وتعالی.که خدای عزوجل قسم خوردند،هرکس امام حسین (علیه السلام) رابااین زیارت ازراه دور ونزدیک زیارت کند،زیارت اوراقبول می کنم ،خواهش اورامی پذیرم ودرخواستش راعطا می کنم وازطرف من ناامید نمی گردد .بلکه مسرور وخوشحال وباحاجت رواشده برگشته وراه رستگاری وبهشت رامی پیماید.وازآتش دوزخ آزاد است وشفاعت اودرحق هرکسی ،غیرازدشمن اهل بیت ((علیه السلام)مورد قبول است.
مرحوم شیخ طوسی می گوید : با توجه به فرمایش امام صادق (علیه السلام) که نقل از پدران گرامیشان فرمودند و سلسله مراتب تابه جبرئیل رسانده اند.محققان چنین استفاده می کنندکه زیارت عاشوراحدیث قدسی است.
حدیث قدسی حدیثی است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) ازخدانقل می کندبدینگونه معنی ومفهوم آن برقلب پیامبر (صلی الله علیه و آله)القاءمی شودوایشان بالفظ خود ادا می فرمایند.
منابع:
علم الحدیث. الحدیث ص13
کتب معتبری که زیارت عاشورا رانقل کرده اند.مصباح المجتهد:شیخ طوسی،کامل الزیارات:ابن قولویه،بحارالانوارمرحوم مجلسی(ج98)،البلدالامین ومصباح مرحوم کفعمی.مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی
جمع آورنده:صدیقه صفائی
نشست بینش افزایی و مهارت زندگی
«برگزاری نشست بینش افزایی و آموزش مهارتهای زندگی در جمع طلاب مدرسه
فاطمه الزهراء سلام الله قائمشهر»
خانم شرف الدین استاد حوزه و دانشگاه در نشستی که به منظور آگاهی و بینش افزایی طلاب مدرسه علمیه فاطمه الزهراء سلام الله علیها بر گزار گردید گفت: در زندگی باید مهارتهایی را کسب کنیم که مطابق با سبک زندگی اسلامی باشد. هدفمان را از زندگی مشخص کنیم .
وی افزود: اگر ما مهارتهای زیادی هم یاد بگیریم ولی نتوانیم بین آنها اتصال برقرار کنیم هیچ فایده ای ندارد. اگر ساختار زندگی را ندانیم ، همیشه سر در گم هستیم.هدف من در زندگی به من می گوید به دنبال چه هستم.
شرف الدین گفت: چرا با اینکه مسلمان هستیم و همه دستورات اسلام سبب انرژی می شود ، ما در زندگی دچار اضطراب می شویم ؟ دشمن می گوید 80درصد زنان ایرانی دچار افسردگی هستند. آنها می خواهند بگویند دین اسلام که مسلمانان می گویند انرژی زاست اینگونه نیست بلکه افسردگی آور نیز هست.
وی خاطر نشان کرد: دشمنان با این دروغ از طرفی سعی در تبلیغ علیه دین اسلام و از طرفی تلقین به خود مسلمانان برای افسرده شدن آنها را دارند.
ایشان در ادامه افزود: اساس ثبات یک خانواده و تربیت صحیح فرزندان در دو حوزه است: یکی حوزه جنسی ارتباط زن و شوهر و دیگری حوزه عاطفی ارتباط زن و شوهر.اگردر حریم خانواده زن و شوهر ارتباط مطمئن جنسی و عاطفی نداشته باشند خانواده از هم می پاشد.
شرف الدین گفت: همه ما می دانیم که بر اساس آموزه های دینی هدف از زندگی ما باید قرب الی الله باشد، ولی نمی دانیم این قرب و نزدیکی یعنی چه؟ یعنی ما باید خودمان را نزدیک به اوصاف الهی کنیم . خدا ستار است ماهم باشیم، خدا صبور است ، ما هم باشیم، خدا کریم است، ما هم باشیم. اگر نتوانیم خود را نزدیک به این اوصاف کنیم به هدف زندگی نرسیدیم.