آقا از اینکه این همه تنها شدی ببخش....
شهادت «امام ابوالحسن على النقى الهادى» - عليه السلام - پيشواى دهم شيعيان را بر تمامی محبان ایشان تسلیت عرض می نمائیم.
شعر می خواست عُقده بگشاید، به دِلَم لُکنتِ زبان دادند
کوچه های غریبِ سامرا، خانه ی دوست را نشان دادند
روی دست نسیم می رفتی، دشت عطر تو را به خود پیچید
و زنانِ قبیله دنبالت، دامنِ باد را تکان دادند
یعنی از چشم تو جدا ماندند، یعنی از بالهات جا ماندند
خواست تا باز هم ببیند چشم، مگر این اشک ها امان دادند؟
من شنیدم که ابرها آن شب، در فراقت سیاه پوشیدند
لحظه ها با اشاره ی تقویم، عکس خورشید را نشان دادند
بد به حالِ سیاه ها که شبی، راه را بر دل تو سر کردند
خوش به حال ستاره ها که سحر، پیش تو عاشقانه جان دادند
اوج، بالِ تو را تکان می داد، راه پرواز را نشان می داد
تلخ شد کام لحظه ها وقتی، خبرت را به شیعیان دادند
چشم های فرشته ها تر شد، تسلیت گوی قلبِ عسگر شد
ماه در قلب برکه ها خشکید، تا تو را دستِ آسمان دادند
عقده هایی که بعد وا نشدند، دردها از زمین جدا نشدند
تا شبی که فرشته ها به زمین، وعده ی صاحب الزمان دادند
ساراسادات باختر
آقا از اینکه اینهمه تنها شدی ببخش
از اینکه خرج مردم دنیا شدی ببخش
مظلومی مقام تو تقصیر دشمن است
اما غریب بین احبّا شدی ببخش…
تا قبل از این برای تو کاری نکرده ایم
مظلو م بی وفا شدن ما شدی …ببخش
تقصیر ماست حُرمتتان را شکسته اند
زخمی بی تفاوتی ما شدی ببخش
(حسین رستمی)